نام های خدا
در طول تاریخ نام‌های متعددی به خدا نسبت داده شده است. این نام‌ها برای وصف خدا در نزد مردم، یا برای خواندن خدا هنگام مناجات با او، به کار رفته اند.

نام خدا در تاریخ ایران

دیو  = در ابتدا هر خدا، سپس خدای اهریمنی
بغ (ایزد) = درخور ستایش
اهورامزدا (اورمزد)  = دانای بزرگ
خُدا -
الله -

نام‌های نیکوی خداوند در قرآن
 
الله • رحمن • رحیم • ملک • قدّوس • سلام • مؤمن • مهیمن • عزیز • جبّار • متکبّر • خالق • باری • مصوّر • غفّار • قهّار • وهّاب • رزّاق • فتّاح • علیم • قابض • باسط • خافض • رافع • معز • مذل • سمیع • بصیر • حکم • عدل • لطیف • خبیر • حلیم • عظیم • غفور • شکور • علیّ • کبیر • حفیظ • مقیت • حسیب • جلیل • کریم • رقیب • مجیب • واسع • حکیم • ودود • مجید • باعث • شهید • حق • وکیل • قوی • متین • ولی • حمید • محصی • مبدی • معید • محیی • ممیت • حی • قیوم • واجد • ماجد • واحد • صمد • قادر • مقتدر • مقدّم • مؤخّر • اول • آخر • ظاهر • باطن • والی • متعال • بر • توّاب • منتقم • عفو • رئوف • مقسط • جامع • غنی • مغنی • مانع • ضار • نافع • نور • هادی • بدیع • باقی • وارث • رشید • صبور • مالک‌الملک • ذوالجلال‌والاکرام 

 

نام خدا در منابع اسلامی و ترجمه فارسی آن

 
الله -
الرحمن =بخشاینده(رحمت عام)
الرحیم =مهربان(رحمت خاص)
الملک= پادشاه
القدوس =پاک و مقدس
السلام =درود
المؤمن =اطمینان دهنده
المهیمن =نگهدارنده
العزیز= شکست ناپذیر
الجبار =توانگر
المتکبر =دارای کبریا و بزرگی
الخالق =آفریننده
البارئ =درست
المصور =نگارگر، صورتگر
الغفار =همیشه بخشاینده
القهار =فروکاهنده
الوهاب =نیک بخشاینده
الرزاق =همیشه روزی دهنده
الفتاح =گشاینده (پیروزکننده)
العلیم= داناترین
القابض =میراننده، بیرون کشنده جان‌ها
الباسط =گستراننده، فراخ کننده روزی
الخافض =پست کننده، خوار کننده
الرافع =(به سوی خود) بالا برنده
المعز =عزیزکننده
المذل =خوارکننده
السمیع= شنواترین
البصیر =بیناترین
الحکم =دادگر
العدل =بینهایت عادل
اللطیف =آن‌که بر بندگانش لطف دارد
الخبیر =آگاه‌ترین
الحلیم =بسیار بردبار
العظیم =بی‌انتها
الغفور =بسیار بخشاینده
الشکور= بسیار سپاسگذار و پاداش دهنده
العلی =بلند مرتبه
الکبیر =بزرگ‌ترین
الحفیظ =نگهدارنده
المقیت= خوراک دهنده
الحسیب= شمارنده
الجلیل =بسیار گرانقدر و پرشکوه
الکریم =بسیار بخشنده و صاحب کرامت
الرقیب =نگهبان، بیننده و آماده
المجیب =پاسخگو
الواسع= گسترده، پهناور
الحکیم =فرزانه، بسیار خردمند
الودود =دوست
المجید =بسیار لایق ستایش
الباعث برانگیزنده مردگان
الشهید =گواه و شهادت دهنده
الحق =راست، درست
الوکیل= وکیل
القوى =نیرومند
المتین= سخت و پاینده
الولى =دوست، سرپرست
الحمید= ستوده
المحصى= شمارنده
المبدئ =آغازگر، نخستین آفریننده
المعید =بازگرداننده، دوباره زنده کننده
المحیى= زندگی بخش، هستی بخش
الممیت =میراننده، نابود کننده
الحی =زنده
القیوم =قائم به ذات
الواجد =یابنده، دارا
الماجد =بزرگوار
الواحد =یکتای بی‌همتا
الاحد =یگانه
الصمد =بی‌نیاز
القادر =توانا
المقتدر =تعیین کننده قضا و قدر
المقدم =فراپیش کشنده
المؤخر =فراپس دارنده
الأول =نخستین
الأخر =واپسین
الظاهر =آشکار
الباطن =پنهان
الوالی =کاردار
المتعالی= خود ستوده
البر =نیکوترین
التواب= همیشه توبه پذیر
المنتقم= دادستان
العفو =درگذرنده(آمرزنده)
الرؤوف =بسیار دلسوز و مهربان
المالک =صاحب
ذوالجلال و الاکرام =دارای شکوه و بخشش
المقسط =عادل
الجامع =گردآورنده
الغنى=توانگر و بی‌نیاز
المغنى =بی‌نیاز کننده از غیر
المانع =بازدارنده
الضار =آزار دهنده گناهکاران
النافع= سودمند
النور =روشنی
الهادی= رهنما
البدیع= سنجش ناپذیر، ابداع خلقت
الباقی =ماندگار و تغییرناپذیر
الوارث =وارث
الرشید =راهنما
الصبور

منبع :ابراهیم پورداوود، آناهیتا
یونگ، کارل گوستاو، پاسخ به ایوب، فؤاد روحانی، ۱۳۷۷، تهران، جامی، ۳-۵۶۲۰-۹۶۴